فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
196
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )
بىسامانش را سامع نخواهد بود . لاجرم به طريق مكر و تزوير ، با امراى اطراف عراق سيّما داروغه و اشراف اصفهان ، ايلچيان روان كرد و اظهار نمود كه مصالح ملكيّه كه به دو مرجوع است ، مقتضى طلب امراى اطراف عراق است . شنيدم كه قاصد « 1 » او چون به التماس حضور اشراف اصفهان آمده ، چنان اظهار كرده كه بايندر بيك « 2 » ( 104 - ر ) در مسافت پنج فرسخى شهر نشسته و ديدهء ترصّد بر استقبال اكابر بسته است . اكابر اصفهان كه كابرا عن كابر بدين بلايا ممتحن و اسير خزايا و محناند ، بنا بر استعجال قاصد ، قاصد استقبال و همچو نسر طاير واقع در دام بلا شدند و در حوالى همدان با آن جاهل نادان ملاقات كردند ، و به مثل اين ، [ به ] مكر و تزوير ، ساير داروغههاى عراق را در حيطهء ضبط و تسخير درآوردند . چون امراى عظام عراق مثل حاجى بيك « 3 » الپاوت داروغهء اصفهان و منصور بيك « 4 » سهراب « 5 » داروغهء قم و ديگر امرا و اشراف اصفهان و ساير ممالك عراق در اردويهء ناميمون او مجتمع گشتند ؛ هر يك را منفرد « 6 » به مجلس خواسته چنان اظهار كرد كه حضرت اعلى را دور جهانبانى به انقضا رسيده و دست اجل صحيفهء زندگانى آن حضرت را نورديده است و چون راحلهء تقدير محمل « 7 » يعقوبى را به بيت المقدس عالم عقبى برده « 8 » ، در مصر جهان نوبت [ يوسفى ] به او خواهد « 9 » رسيد . و چون هتك و سفه او معلوم بود ، كس يارا نداشت كه نزد دعوى او از استشهاد : أَمْ كُنْتُمْ شُهَداءَ إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ [ 2 / 133 ] دم زند ، يا در طريق تعويق آن داعيه تا زمان تحقيق قدم « 10 » زند . حاضران طوعا و كرها بعد از « 11 » كلمهء ترجيع به مراسم تعزيه و تهنيه اقدام « 12 » به مضمون إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ [ 2 / 156 ] لب نگشودند .
--> ( 1 ) . F : قاصدى . ( 2 ) . KP : بك . ( 3 ) . KP : بك . ( 4 ) . KP : بك . ( 5 ) . F : زوراب ؛ P : زهراب ؛ با توجه به نسخهء K تصحيح شد . ( 6 ) . P : هر يكى را منفردا . ( 7 ) . F : محلّ ؛ P : محمل بر . ( 8 ) . P : كشيده ؛ K : برد . ( 9 ) . F : با خواهر . ( 10 ) . F : دم . ( 11 ) . F : او . ( 12 ) . F : اخدام ؛ P : التزام .